تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388

طرف ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمی کند
کلمات انتظار می کشند
من با تو تنها نیستم
هیچکس با هیچکس تنها نیست

شب از ستاره ها تنها تر است
طرف ما شب نیست
چخماقها کنار فتیله بی طاقتند

خشم کوچه در مشت توست
بر لبان تو شعر روشن صیقل می خورد

من تو را دوست می دارم
و شب از ظلمت خود وحشت می کند

 

                                                                                الف.بامداد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:17  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388

تو بر پشت شبدیز جاه طلبی خود  و من از مدائن دلسردی هایم فرار می کردم

بلور دلکشت را در چشمه ها دیدم و ندانستم تویی

تو من را نشناختی و هر دو راه خود را گرفتیم

کاش من نوامبر تو بودم


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:7  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه هجدهم خرداد 1388
تو حق داری، که سبز و سپید و سرخ ببینی
به من هم حق بده که جز سیاه چیزی نبینم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:52  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه شانزدهم خرداد 1388
تو که امروز خود به دستانت دست بند های سبز زده ای، نمی دانی که فردا برای آزادی دیگر نمی توانند تکان بخورند...نمی توانند فکر کنند و نفس بکشند

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:53  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
My tactic is
to look at you
to learn how you are
to love you as you are

my tactic is
to talk to you
and to listen to you
to build with words
an indestructible bridge

my tactic is
to remain in your memories
I don't know how
nor
with what pretext
but to remain with you

my tactic is
to be frank
and to know that you're frank
and not to sell to ourselves
simulations
so that between us
there is no curtain
nor abyss

my strategy is
in contrast
deeper and
more simple

my strategy is
that one of these days
I don't know how
nor
with what pretext
you finally
need me.
Mario Benedetti:

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:56  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه نهم خرداد 1388
اینجا شمشاد ها گل می دهند

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:51  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه هشتم خرداد 1388

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:11  توسط Pasha  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه سوم خرداد 1388
سایه ها مظهر راستی من اتد

که به دنبال تو در شب های دروغین می گردند

آه مگر چند نفر با شمع پیاده راه می روند؟

سایه پیدا نیست،همه جا محکمه ی نیرنگ ها برپاست

صادقانه هیچ کس به فروش غنچه ها قانع نیست

همه بوته ها را از ریشه حراج می کنند



لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:9  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه یکم خرداد 1388
بی وفا تر از همیشه، سرنوشتی را که خودت رقم زده ای  تماشا می کنی

نخل های بلند و درختانی با گل های بنفش و آرامشی به ملایمت اقیانوس

با تو آشنا نیست

تو فرزند خار و شوره زار و دشت های خاموش و شهرهای پر هیاهویی هستی که مردمانش از همه چیز ناراضی اند

این روحیست که جسمت را به همراه می کشد

با تو هیچ جا آشنایی نیست

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:52  توسط Ramtin  | 

Share مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
All rights reserved© 2007-9