تو که رفتی سِحر صدایت ماند و هر از گاهی درگوش من لالایی خواند.من نه بیدارم و نه می توانم چشمهایم را باز نگهدارم به روی این همه مسافت.
چگونه از این جاده بگذرم که برایم واضح است تو چشم در راهم نیستی!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:43  توسط Ramtin
|