گر به ناراست رهی خواهم که بردارم گامی
خوابم مهمان روان هشدار
از خاک رفتگان گرامی تر از جان می شود
اینچنین نارفته باز می گردم من
اینچنین بهدینی را می دارم پاس
می ستایم آیین مزدا یسن را
باز آهرمن می آید بارنگ بسیار
با نوید خوشی
من آن خوشی را در اندیشه ی خود می بینم
بی ویناه در آرامش با آسودن
پشت پا می زنم که شکسته باد آن دیو کهن
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 3:0 توسط Ramtin
|