از میان آن همه صورتک و نقش و نگار

چهره های ناهمگون و ناگفته های بسیار

تو که نامت با درودی بود هم داستان

تنها تو گشتی در اندیشه ام ماندگار

گفتمت تا سلام بریدی رشته ی پیوند را

بی تو بودن چون که از اغاز بوده است مرا

همچنان خواهد بود

دیگر اما رنج نیست

غم وجود مرا چون لایه ای سنگ بگرفته به بر

من هم آشنای سنگم.