کوچه ها را با پرنیان از هم گسیخته سنگفرش اند
اگر آهسته می سوزد
چراغ شب به خاموشی
به سوی آن نمی آید
مگر گمره فراموشی
گلایه نیست اگر دارد
مهمانسرا جای آغوشی
خوشی از من گذر کرده
گرفتار هیچم من
اگر با تو بیامیزند
به پای تو نمی پیچم من
کجا رختخواب من که از پرنیان بود
و کجا این گلیم گل آلوده
کجا آن پریشانی ها
و کجا این فکر آسوده
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مهر ۱۴۰۴ ساعت 6:53 توسط Ramtin
|